تبليغاتX
مردم معمولی

خیلی ها دوست دارند اتفاق های خوب را در خانه خودشان جشن بگیرند.بله برون، نامزدی، ولیمه، تولد، هیات و حتی عروسی.  تا همه بیایند خانه شان و همه اتاق ها پر شود از مهمان. خیلی ها اما سالن را جایگزین منزل کرده اند و هر مراسمی را در آنجا می گیرند. افطاری، پا گشا، ولیمه، دید و بازدید و ... .

هر کدام از این مدل مهمانی ها مزیت های متفاوتی دارد اما من هم مثل مادر فکر می کنم خانه لطف دیگری دارد و مگر چند روز خوب در زندگی هرکدام از ما اتفاق می افتد که بخواهیم آن را از زیر سقف خانه خودمان حذف کنیم؟!

ضرب المثل های زیادی درباره خانه وجود دارد که یکی از قشنگ ترین آن ها این است: مهمان به روی باز می آید نه به در باز!

روی معماری این خانه ها هم که خب زیاد کار شده است. اما هنوز منبعی مطالعه نکرده ام که به نفس خانه + اعضایش پرداخته باشد.

یعنی از معماری که این خانه را بنا کرده بگیرد و به وضعیت اتاق های + افرادش پرداخته باشد و بعد آمده باشد از مهمان هایی که به این خانه می آیند و می روند بگوید و بعد اندکی از جوانانی که نقششان از خانواده جدا می شود و می روند سر خانه شان بگوید و آن بنا که بعد از اینهمه اتفاق های خوب و بد برای ساکنانش چگونه شده است.

مثلاً آثار به جا مانده از نقاشی کودکانه ای روی دیوار که می توانسته مال 3 سالگی فرزنده یا نوه بوده باشد و یا درخت سیبی که به اسم فرزندان است یا ... .

 

فیلم به همین سادگی میر کریمی اما خوب ساخته شده بودکه مرا یاد چراغ را من خاموش می کنم زویا پیرزاد افتادم.

هر فردی در خانواده، با تصویر تعریف شده بود. اگرچه این یک نوع زندگی است و مسلماً مدل های متنوعی از زندگی وجود دارد. شاید به اندازه هر خانواده چند نفره یا تک نفره.

خلاصه اینکه این خانه و اعضایش یکی از مهمترین سوژه هایی است که اگر رویش کار نشود و مکتوب نشود می تواند خیلی زود از حافظه تاریخی ما پاک شود. حالا اینهمه موسسه با شعار خانواده توجهی به این مساله دارند یا نه، کار شده است یا نه و اینکه چه روشی باید برای ثبت آن به کار برد از سوال هایی است که ذهنم را این روزها درگیر می کند.

شنبه 31 فروردین138710:3فاطمه جناب اصفهانی |

 
پشتیبان بلاگفا