تبليغاتX
مردم معمولی

این نامه بلند را خطاب به آقای شجاعی مهر می نویسم و تمام کسانی که به نمایندگی از مردم از تریبون های جمهوری اسلامی در مورد انقلاب داد سخن نهاده اند. توقع ندارم آن را بخوانید اما بسیار خوشحال خواهم شد اگر نظر شما را هم بدانم.

 

بسمه تعالی

 

جناب آقای شجاعی مهر

این نامه را خطاب به شما می نویسم. درست در روز بیست و دو بهمن.

مدتی است برنامه خانواده را دنبال می کنم که از قضا شامل برنامه های دهه فجر هم می شود.

و بگذارید در ابتدای نامه ام به خودم و به همه مردم ایران که در "معرض" تماشای این برنامه از شبکه یک صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هستند به خاطر اینهمه مرگ ارزش هایی که با اسلحه خودی در ذهنشان اتفاق می افتد تسلیت بگویم.

آری من به همه عزیزانی که ذهن پاکشان را در اختیار شما می گذارند تا دانسته و ندانسته هر کاری که دلتان می خواهد با آن ها بکنید تسلیت می گویم.

و شما را به خاطر چنین قتل عام ارزشی محکوم می کنم. مسکوت گذاشتن بخش های مهمی از تاریخ به خاطر هوس بیشتر برای مخاطب بیشتر و در نتیجه زرد بودن بیشتر.

هر چند که در این سیستم دولتی رسانه ای ما نه تنها قانون و محکمه ای برای رسیدگی به جرم های شما نیست بلکه مدام با تریبون های جدید پاداش هایی را نیز دریافت می کنید. راستی جدیدا صاحب امتیاز یا مدیر مسئول کدام نشریه بوده اید؟!

روی سخنم در این نوشته ای که تا کنون رفت بیشتر بخاطر برنامه "خورشید در ثانیه های طلایی" است.

من اسم آن را خورشید در ثانیه های زرد گذاشته ام.

چراکه اگر محتوای این برنامه ارزش یابی شود به راستی خورشید انقلاب را به معنای واقعی کلمه به گند کشیده اید. و تلالو آن را به گورستان تاریخ سپرده اید.

در این برنامه که توسط مجری سابق دختران اجرا می شود از همسر فعالان دولتی دعوت می شود تا در مورد خودشان زندگی شان و شوهرشان سخن بگویند . و شاید این هدف را دنبال می کنید که شخصیت های دولتی را بیش از این از مردم دور نگه ندارید و آن ها را به فضای غیر استریل زندگی روزمره مردم بیاورید تا شاید این شکاف پر شود. اما چه اتفاقی دارد می افتد؟

مجری جوان و به اعتقاد من بی تجربه شما چه سوالاتی را دارد مطرح می کند؟

چند مورد را برایتان مثال می آورم. دیروز مهمان برنامه همسر آقای بادامچیان بودند و مجری شما سه بار بصورت مستقیم از همسر ایشان که زن بسیار ساده ای بود پرسیدند همسر شما در بازار کار می کنند، پس شما حتما خیلی ثروتمند هستید! که در آخر جواب شنید : شوهرم از بچگی کار کرده است و در کنار فعالیت های سیاسی اش زحمت کشیده است تا توانسته اید به چنین سطح اقتصادی برسد. و این یعنی خانم محترم ایشان دزدی نکرده اند! اینقدر این سوال را نپرس. و بازاری بودن جرم نیست از آن پتک سنگینی نساز تا بر سر مردم بکوبی!

روز قبل از آن مهمان برنامه تان خانم رجبی  همسر دکتر الهام بود که مدام از ایشان می پرسیدید پس شما کی همسرتان را می بینید و ایشان هربار محجوبانه مجبور می شدند بگویند که دکتر فقط برای استراحت به خانه می آیند.

روزهای قبل خانم دکتر مروج همسر دکتر عارف مهمان برنامه تان بود. که بحث به از کجا با هم آشنا شدید و چه مدت با هم دوست بودید. خواستگاری چطور انجام شد و ... اینها رسید.

و سوال تکراری مجری شما که می پرسد: با مادر شوهرتان چطور؟ با ایشان اختلافی نداشتید؟

و ده ها مثال دیگر که اگر می توانستم مجموعه کامل این برنامه را تحلیل محتوا کنم برایتان مفصل می آوردم.

آقای شجاعی مهر

به من به عنوان یک مخاطب بگویید برنامه شما به چه حقی تا این اندازه وارد زندگی خصوصی افراد شناخته شده جامعه می شود و آن ها را ملزم می کند مقابل دوربینی که بسیار حساسیت روی آن هست و ناگزیر به پاسخ از ریز تا درشت مسایل خصوصی اش را هم بگوید تا آنجا که مخاطب بتواند اتاق خواب مهمان برنامه و رابطه اش با شوهرش را هم متصور شود؟

به من بگویید آیا امام خمینی تنها همین یک جمله "مرد از دامن زن به معراج می رسد" را داشتند تا شما دستمایه ساخت چنین برنامه سخیفی قرار دهید و تا آن جا که می توانید بر نقش حاشیه ای زنان برخلاف شعارتان دامن بزنید و آن ها را به سایه برانید یا سواد مجری تان همینقدر قد می دهد؟

آقای شجاعی مهر

راستی فکر کرده اید اگر امام به عنوان رهبر این انقلاب هنوز زنده بود و اتفاقی این برنامه را تماشا می کرد بعد از شنیدن چنین سوالات دم دستی و سخیفی چه احساسی داشت؟

آنچه شما در این برنامه و برخی برنامه های مشابه می کنید همان کاری است که رشته مطالعات زنان دانشگاه ها با مردم جامعه می کند. تفکیک جنسیتی و جیغ و دادهای زنانه راه انداختن و در نهایت پیروز میدان همان مردان بودن.

پس شما هم در این برنامه همان کاری را با زنان کردید که هالیوود با زنانش می کند .با این تفاوت  شما بصورت "مشروع" از زنان سوئ استفاده می کنید.

آنچه در این برنامه دیدم خورشید انقلاب بود اما خورشیدی چرک و خاموش که علیرغم ادعای روشنفکرانه اش زنان را در نزاع با مادر شوهر می دید و چه کسی حرف آخر را در منزل می زند؟ شما؟ لابد از آخر!

با این خصوصی سازی (با مجوز ) دولتی که راه انداخته فقط دارید برخی آدم ها را از طبقه ای خاص ستاره می کنید.

اما کسی باید به یادتان بیاورد که ستاره ها همیشه درخشان نیستند و روز مرگ آن ها نیز فرا می رسد.

اگر انقلاب ما پیروز شد نه به خاطر آن بود که چند ستاره و روشنفکر داشت که به خاطر آن بود که هر مردم ستاره ای بود که درخشیدن گرفته بود. و کدام سیاهی بود که تاب آن همه نور داشته باشد؟

اینقدر از اینهمه ستاره ناشناخته چند ستاره انحصاری نسازید تا شاید در انتخابات بعدی برگه فوتشان را خودتان امضا کنید.

انقلاب زنان قدرتمندی داشت اما نه بدون مردان. و مردان توانایی داشت نه بدون زنان. این دو کنار هم بودند و بارها زخم یکدیگر را بستند و التیام بخشیدند تا فرزندان انقلاب زاده شد.

اگرچه شما در ارائه تفسیر زنانه از انقلاب هم موفق نبودید و نمره خوبی را کسب نمی کنید.

همانگونه که سایر سریال ها نمره خوبی نمی گیرند. که چند شب پیش در سریال عمارت فرنگی زنی زیر چادر ظاهر شد (که قبلا معلم فرانسه بود) و حالا با تکیه بر چهره هوس انگیز و لحن دلفریبش در مقابل یک مرد قرار بود هوش از سر او ببرد. و پخش این تصویر از تلویزیون که رسانه عمومی ما محسوب می شود آنقدر زشت و خجالت آور که من و پدر از اینکه با هم این برنامه را تماشا می کردیم خجالت کشیدیم.

 

چقدر دلم برای زن های انقلاب که مادرم بودند می سوزد که شما تریبونشان شده اید.

چقدر برای تصویر مادرم که اعلامیه ها را توی کیفش می گذاشت و جابجا می کرد، مادر شیما که به حکم زن بودنش در حکومت نظامی فقط اخطار می گرفت و اینگونه می توانست بجای چند مرد اعلامیه بچسباند، برای مادر رضا که در خانه اش را بروی مجروحان خیابان ژاله باز کرد و زخمشان را پانسمان کرد و هزار مادر دیگر تنگ خواهد شد.

زنانی که نه به حکم منصب شوهرانشان و نه چهره و بدن زنانه شان که به حکم وظیفه انسانی شان، عقلشان، اراده شان بود که زن بودند و همیشه در کنار مردان ظاهر شدند.

آقای شجاعی مهر

شما را دعوت می کنم به اینکه چند روزی برنامه تان را تعطیل کنید و همه آن ها را بگذارید دوباره ببینید و به این مساله بیندیشید که در این کلاس دانشگاه بزرگ صدا و سیما دارید چه بر سر این مردم، تاریخشان، هویت شان و نقش اجتماعی شان می آورید.

مطمئن باشید مخاطب از چند روز ندیدن برنامه شما، و نشنیدن اراجیفی در مورد این انقلاب بزرگ که از خانه هایش نه صدای الله اکبر که صدای داد و قال همسران و شوهران سر اینکه چرا اینقدر دیر آمدی یا با مادر شوهرشان هیچ ضرر نخواهند کرد. و بدون آموزش لازانیای اسفناج هم زنده خواهند ماند. و بدون یاد گرفتن برش دامن کلوش عریان نخواهند نشد.

به امید روزی که هر کس تنها بر صندلی خود بنشیند.

 

فاطمه جناب اصفهانی

یکی از مردم معمولی سرزمین مان

ایران

 

 

سه شنبه 22 بهمن13875:12فاطمه جناب اصفهانی |

یک

اگرچه این نوزاد جمهوری اسلامی ایران کمی دیر دنیا آمده است اما نمی توانم تولدش را  تبریک نگویم و به تغییراتی که از این پس ایجاد خواهد شد امیدوار نباشم.

راستی اگر دکتر حسابی هنوز زنده بود چه حسی داشت؟

اویی که به گمانم اولین نفری بود که در فضا خانه ای به ناممان کرد.

 

دو

دیروز سایت تاریخ شفاهی افتتاح شد.

این هم از آن اتفاق هایی است که برایش بسیار خوشحالم و به تمام فعالان آن و حوزه هنری تبریک می گویم.

قرار است این سایت کارگاهی برای آموزش روش درست ثبت تاریخ شفاهی برگزار کند. چیزی که در دانشگاه ها کمتر می آموزیم.

 

 

چهارشنبه 16 بهمن138711:57فاطمه جناب اصفهانی |

 

فیلم میلیونر فقیر نشین Slumdog the millionaire را حتما ببینید نقطه

این فیلم به نظر من داستان هندوستانی است که چایوالا سرو می کند و حتی خود صاحب چایش نیست اما در مسابقه زندگی دارد اول می شود! پاسخ سوال ها را از جایی نیاورده است. زندگی همه جواب ها را به او داده است نقطه!

با اینکه این فیلم هندی است اما مطمئن باشید جز در تیتراژ پایانی فیلم از سینمای بالیوود خبری نیست نقطه

 

 

شنبه 5 بهمن138714:19فاطمه جناب اصفهانی |

 

صفحه ایمیلم که باز می شود دوستی برایم این عکس را همراه عکس هایی از کشتار مردم غزه گذاشته است.

همانطور که روی صندلی ام نشسته ام می گردم در ذهنم آنهایی را که با این مارک ها دارم پیدا کنم.

سهم من در این جنجال اخیر ۴ مارک است. چه بخواهم چه نخواهم.

 

سهم شما چطور؟

 

چهارشنبه 2 بهمن138718:37فاطمه جناب اصفهانی |

 
پشتیبان بلاگفا