می خواهم از راز گل های صدتومانی بنویسم. نمی نویسم.
می خواهم از نوشته های خوب و بی ادای جومپا لاهیری بنویسم. نمی نویسم.
می خواهم از سریال همه بچه های من بنویسم. نمی نویسم.
می خواهم از دفتر بزرگی که تماس می گیرم تا قانعم کند حق با آن هاست و من اشتباه می کنم بنویسم. نمی نویسم.
می خواهم از نماز جمعه امروز بنویسم؛
از چند دقیقه ای که دست داد و با دکتر علی مطهری صحبت کردم.
و آن چند دقیقه دیگر که حسام آقای ضرغامی را بین جمعیت نشانم داد و رفتم با او صحبت کردم.
نمی نویسم.
این شعر قیصر ایمن پور را زمزمه می کنم
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
مي خواهم پست ديگري بگذارم که کانال شش گفتگو با آقاي کامران دانسجو را مي گذارد که زنده دارد پخش مي شود. مجري آقاي زين الدين است که بعيد نيست آخرين برنامه اش را اجرا کرده باشد.
آقاي دانشجو در مورد شبهات موجود در مورد تخلفات صحبت مي کند. 45 دقيقه. در حين برنامه مردم هم تماس مي گيرند و سوالات خود را مي پرسند و يا مجري دانشجو را به چالش مي کشد.
مثلاً مي پرسد از کجا يکي از کانديداها قبل از آنکه انتخابات تمام شود نتيجه دقيق را روي سايتش مي گذارد. نه! اين ها دليل نيست. فلان کانديداها هم ساعت 23 پيام تبريک فرستاده که من انتخاب شدم. و يا تيتر سايتي مي آيد که موسوي اينقدر راي آورد و در خبر مي خوانيم ونزوئلا منظور بوده است. و اين است که سوال توجيه مي شود.
اما دانشجو بسيار توانا است. کلي آمار دارد که مي تواند با آن ها مانور دهد. با اينحال نامه رضايي را مبني بر اينکه من 900هزار کدملي دارم که به من راي داده اند اصلاً نديده است. و دانشجو مي گويد در اين روزها هيچ شکايتي مبني بر اينکه بر صندوق شماره فلان اعتراض دارم به وزارت کشور نيامده است. که زين الدين مي پرسد مگر نبايد به شوراي نگهبان اعتراض ها را داد؟ که او پاسخ مي دهد نه در اين مسير به ما هم بدهند رسيدگي مي کنيم.
دانشجو در پاسخ به اينکه چرا بعضي جاها برگه کم آمد ه است مي گويد: ما پيش بيني نمي کرديم کم بيايد اما سريع! با هواپيما! فرستاديم و نماينده چهار کانديدا در فرودگاه آن را تحويل گرفته اند. که اين سوال مي آيد به مخ آدم که انسان! چه کسي تا رسيدن برگه با هواپيما و بعد هم به حوزه صبر مي کند ؟ و ديگر اينکه چرا بايد برگه راي در برخي نقاط ايران همچون آذربايجان شرقي و در تهران شهرک غرب کم بيايد؟
دانشجو در آخر مي گويد مردم! بي بي سي و راديو امريکا خيرخواه شما نيستند چرا به حرف آن ها اعتنا مي کنيد؟
اين روزها هر وقت تلويزيون را روشن کرده ام و کانال شش را گرفته ام دارد با برخي نمايندگان مجلس صحبت مي کند و نظر آن ها را در مورد اغتشاشات اخير مي پرسد. و نمي دانم اين کارشناسان چرا فقط از طرفداران يک کانديدا انتخاب شده اند؟
و خنده دارتر نظر برخي از آن هاست. امروز با همسرم داريم نظر يکي از آن ها را مي شنويم که مي گويد: مردم نبايد شلوغ کنند. واقعاً دختران و زنان جواني که اين روزها بايد هديه بگيرند اما مردم نمي توانند برايشان هديه بخرند ضرر مي کنند! آسيب مي بينند!
بخنديم يا گريه کنيم؟
خلاصه اينکه اينجا ايران است. دانشجو و تمام نماينده ها و کارشناسان موافق آقاي احمدي نژاد تمام ساعات شبانه روز از موضع روشنفکرانه در حال نقد و نظريه پردازي هستند اما هيچ نماينده اي از کانديداي معترض و حتي محسن رضايي فرصت صحبت کردن ندارند.
دلم مي خواهد به اين جماعتي که دارند همين حالا پشت پنجره اتاقم با صداي بلند الله اکبر مي گويند بگويم چه فايده اي دارد؟
نه سايت داريم. نه روزنامه. نه تلويزيون. نه راديو. نه مجوز براي راهپيمايي. نه هيچ تريبون ديگري. و نه حتي پيام کوتاه و تلفن همراه! مردم عزيز الله اکبرگو! ما رسانه نداريم و اگر بخواهيم خيلي علمي به قضيه نگاه کنيم بايد بگويم وجود نداريم.
حق دارند باقي مردم شهر که بگويند ما آشوبگريم. چراکه دانشجو امشب تمام شبهات را حل کرد. و ديگر هيچ سوال و مشکلي نمي ماند. و اگر ما اعتراضي داشتيم چرا از طريق رسانه اعلام نمي کنيم که داد مي زنيم و راهپيمايي مي کنيم؟
بايد اين جمله را که مي انديشم پس هستم تغيير داد و گفت:
رسانه ندارم پس نيستم!
جمعي دارند فرياد مي زنند مرگ بر ديکتاتور!
و چرا نگويند وقتي بزرگتري برايشان تصميم گرفته است رسانه نداشته باشند و حرف نزنند و اعتراض نکنند.
اين روزها همه حرف از قانون مي زنند بي آنکه بگويند غير از اين است که در قانون همه مردم حق دارند عادلانه از رسانه هاي جمعي استفاده کنند؟
ديروز با نماينده يکي از بزرگترها بالاخره تماس مي گيرم و مي پرسم: اگر اين ملت معترض اشتباه مي کنند و شما درست مي گوييد چرا به آن ها رسانه نمي دهيد؟ به قول قديمي ها طلايي که پاکه چه منتش به خاکه؟
مي گويد: ببخشيد ها اگر کسي مزخرف گفت بايد جلو دهانش را گرفت تا خفه خون بگيرد!
بايد اين استدلال را با گوش هاي خود مي شنيدم تا باور مي کردم تلاشم براي تماس گرفتم با دفتر اين مسئول و آن نماينده بي فايده است.
اين يعني ديکتاتوري رسانه اي. و مرگ اعتماد ملی.
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب،
ما
بیرون زمان
ایستاده ایم
با دشنه ی تلخی
در گرده های مان.
هیچ کس
با هیچ کس
سخن نمی گوید.
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.
در مرده گان خویش
نظر می بندیم
با طرح خنده ئی،
و نوبت خود را انتظار می کشیم
بی هیچ
خنده ئی!
شاملو
ابراهیم در آتش
بسم الله
يک. آقاي احمدي نژاد آيا هرکه به شما راي نداد جزو ملت ايران محسوب نمي شود؟
اين روزها وقتي نزديکان راي مرا مي پرسند و مي دانند احمدي نژاد نيست به منافق بودن و ضد انقلاب بودن محکومم مي کنند. جواب سلامم را به سختي مي دهند و زياد صحبت نمي کنند و نگاهم نمي کنند.
وقتي مي پرسم چرا منافق و ضد انقلاب هستم مي گويند: چون به احمدي نژاد راي نمي دهي.
سکوت مي کنم. حتي وقتي که در کنار هم مناظره را تماشا مي کنيم و آقاي کروبي خطاب به آقاي احمدي نژاد مي گويد آن روزنامه اي که عکس همسر شما را انداخته روزنامه اعتماد ملي نيست، اعتماد است. و يکي از افرادي که کنار من به تماشا نشسته است به آقاي کروبي مي گويد: کثافت! ببين چه جعلي دارد مي کند کروبي!
با اينحال راضي نمي شوم و فکر مي کنم روزنامه اعتماد لابد عکس بدي از همسر آقاي احمدي نژاد گذاشته است و وقتي عکس ايشان را با چادر کنار همسر آقايان کروبي و موسوي مي بينم تعجب مي کنم از بزرگنمايي آقاي احمدي نژاد. آن هم تا اين حد اشتباه و خطا در ارائه رفرنس. و بعد متن را و متوجه مي شوم در متن هم حرف بدي زده نشده است.
از خود مي پرسم کدام پشتوانه به مردم اجازه مي دهد اينچنين گروه بندي داشته باشند. انقلابي و ضد انقلاب. تا اينکه مشروح سخنان آقاي احمدي نژاد را امروز در دانشگاه شريف و در سايت رجا نیوزمي خوانم:
*رئيسجمهور ادامه داد: آنها با يك نفر كار ندارند و مسئله آنها تنها احمدينژاد نيست بلكه آنها ميخواهند از ملت ايران انتقام بگيرند چرا كه گناه ملت ايران اين است كه دست به انتخاب جديدي زده و منطقه ممنوعه را شكسته و يك نه بزرگ به دروغگويان و مفسدان نشان داده است.
احمدينژاد با بيان اينكه در همه دولتها ضعف وجود دارد خاطر نشان كرد: بحث اينكه در جايي ضعف وجود دارد يا نه مطرح نيست بلكه آنها ميخواهند از ملت انتقام بگيرند اما ملت مجددا با يك نه ديگر آنها را به اعماق تاريخ روانه خواهد كرد.
دلم مي خواهد اين سوال را از ايشان بپرسم که
آقاي احمدي نژاد
اگر کسي در ميان کانديداي معرفي شده به شما راي ندهد و اصلا دلش بخواهد رايش را سفيد بيندازد جزو ملت ايران نيست؟
آيا شما اين چند ميليون مردم ايران را به دو دسته تقسيم کرده ايد : افرادي که به شما راي مي دهند ملت ايران هستند و افرادي که به شما راي نمي دهند ملت ايران نبوده و از بيگانگان محسوب مي شوند؟ و اگر اين حرف درست باشد بعد از اينکه راي آورديد براي اين چند ميليون بيگانه چه برنامه اي داريد؟
دو. جنگ رواني را که به راه انداخت؟
در جاي ديگري از سايت رجا نيوز مي خوانم:
*سؤال اين است كه چرا آنها به جاي يك رقابت منطقي و سالم و ارائه برنامه خود روش تخريب را در پيش گرفتهايد و چرا به جاي ارائه برنامه روش جنگ رواني را انتخاب كردهايد.
و ياد صحنه اي که ايشان پرونده خانم رهنورد را بالا گرفته بودند و چند بار پرسيدند بگم؟ بگم؟ مي افتم. ياد خرج کردن عکس همسر خودشان در روزنامه اعتماد ملي مي افتم که به ايشان اهانت شده است . و همين دو مورد کافي است که از خودم بپرسم به راستي چه کسي آگاهانه جنگ رواني را به راه انداخت؟ که شما امروز در دانشگاه شريف اينهمه از آن مايه گذاشته ايد.
سه. هيتلر چه کسي است؟ آن کس که رسانه ملي دارد يا آن کس که رسانه ندارد؟
آقاي احمدي نژاد در ادامه سخنانشان اعلام کرده اند که برخي کانديدا روش هيتلري اتخاذ کرده اند و بدون حضور ايشان به دولت ايشان انتقاد کرده اند. راستي آقاي احمدي نژاد در مناظره ها هيچ نقدي بر دولت و فرد خاصي از کانديداها نکرد تا آن ها هم حق صحبت کردن در وقت اضافه داشته باشند؟
آيا قانون تنها مي بايست براي ايشان اجرا مي شد و آقايان رضايي، موسوي و کروبي در هيچ صدم ثانيه اي از غيابشان مخاطب صحبت هاي آقاي احمدي نژاد نبودند؟
دو روز پيش وقتي به خانه مي آمدم تقاطع ظفر-شريعتي وانتي ايستاده بود که روزنامه ايران را رايگان پخش مي کرد.
اين چند روز اخبار انتخاباتي آقاي احمدي نژاد را از سايت هاي خبري دولتي فارس، مهر، فارس، برنا، دنبال مي کنم.
تلويزيون جمهوري اسلامي ايران زمان و محل برگزاري تجمع انتخاباتي آقاي احمدي نژاد را در مصلي اعلام مي کند.
و امروز وقت گل طلابي مي دهد به ايشان و نه به ساير کانديداها.
و رسانه دولتي ما که قرار است براي همه مردم ايران باشد_ منظورم تک تک آن هاست_ امروز به هواداران آقاي احمدي نژاد مي پيوندد.
دوربين روزي که مقام معظم رهبري در حرم امام در مورد انتخابات و راي مخفي خودشان صحبت مي کنند روي پرچم هاي ايران و عکس هاي احمدي نژاد زوم مي کند. نه شال هاي سبز و نه اصلاً همه مردم و بي طرف نمي ماند.
بايد از آقاي احمدي نژاد پرسيد وقتي در عالم رسانه مي دانيم که قدرت را کسي دارد که رسانه دارد و شما هم اين اواخر به آقاي اوباما اشاره کرده ايد با علم به اينکه رسانه دولتي با اينکه "بايد بي طرف باشد" هيتلر چه کسي است؟
و سخن آخر اينکه با علم به اين هواداري رسانه اي لطفاً شما ديگر دم از دزدي بيت المال نزنيد که:
*اما اين سيل ملت ايران متكبران و متجاوزان به بيت المال و دست اندازان را نيز با خود ميشورد و ميبرد.
چهار.آمار غلط را چه کسي مي دهد. شما يا سايت بانک مرکزي؟
بعد از منازعات موجود بر سر درستي و غلطي آمارها سراغ سايت بانک مرکزي مي روم تا خودم با چشمان خودم آنچه اعلام شده است را ببينم.
حتماً شما هم مثل من به اين سايت سر زده ايد. پس واقعاً چه کسي اينقدر آشکا دارد دروغ مي گويد؟ و چقدر راحت روي آن مانور مي دهد؟
در ضمن امشب روی رشد فولاد هم زیاد مانور ندهید . متاسفانه آمار کامل را سایت ایمیدور پایگاه اطلاع رسانی سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران قرار داده است.
پنج. آيا افتخارهاي مردم ايران تنها در 4 سال دولت شما خلاصه مي شود؟
ايشان در سخنان خود از افتخارات بي نظير و _حتي نه کم نظير_ اين چهار سال صحبت مي کنند.
*در هر زمينهاي كه وارد شوند مشاهده ميكنند كه عملكرد اين دولت افتخارآميز و قابل مقايسه با آنها نيست و آنها مشاهده كردهاند كه در طول 4 سال با حضور آگاهانه ملت و حركت آنها پشت سر رهبري افتخارات زيادي كسب شده كه در دوران اين 24 سال اخير بينظير است و آنها هيچ نقشي در اين افتخارات ايفا نكردند و مدام در مقابل ملت قرار داشتند و اين امر را در مسئله هستهاي همه به ياد داريم.
آقاي احمدي نژاد يعني در اين 4 سال هيچ اتفاقي نيفتاد؟ هيچ اتفاقي که کارنامه 24 ساله قبل از شما بتواند به آن ببالد؟ و راستي چرا فکر مي کنيد مسئله هسته اي انحصار دولت شماست؟ و با حضور شما در سمت رياست جمهوري کليد خورده است؟
و هنوز سوالات زيادي دارم که مي خواهم بپرسم. کدام رسانه به من چنين اجازه اي خواهد داد؟ در آن 45 دقيقه که حق شما بوده است نه ديگران منتظر گرفتن پاسخ هايم خواهم بود.
و چه شما راي بياوريد چه نياوريد ما کساني که به شما راي نمي دهيم هم جزو ملت ايران بوده ايم و خواهيم ماند و در بارگاه خداي متعال پاسخگوي انتخاب خود هستيم.
مناظره آقاي مير حسين موسوي و آقاي محمود احمدي نژاد همين حالا تمام شد.
نمي دانم خوشحال باشم يا ناراحت.
سوالي در ذهنم هست که اگر يک روز با رئيس جمهور اين چهار سال روبرو شوم از او خواهم پرسيد:
همه رئيس جمهورهايي که تابحال آمده اند به راي مردم آمده اند.
شما گفتيد همه آن ها خطا کرده اند و تنها شما بر حق بوده ايد.
آن ها خطا کرده اند مردم چه؟
آيا تنها شما مي فهميديد و آن ها نمي فهميدند که در اين سال ها دارند به چه کسي راي مي دهند؟
مردم نمي فهميدند نبايد بار ديگر به يک رئيس جمهور خطاکار و دزد راي دهند؟
آقاي احمدي نژاد
مردم مي فهمند.
اينقدر غير مستقيم آن ها را به نفهمي متهم نکنيد.
مردم ما نفهم نبوده و نيستند.
لااقل مردمي که از برکت و انقلاب و خون و راي خود شما را به اينجا رسانده اند نفهم نبوده و نيستند.
ساعت شماطه دار انتخاب بار ديگر دارد زنگ مي زند.
وقت بيدار شدن است.
پسری با دندان چسب می کند و عکس میرحسین را روی آن می چسباند.
فرصت نمی کنم فیلم یا عکس بگیرم.