تبليغاتX
مردم معمولی - آقای خبرنگار نارنجی! مردم می فهمند

  بسم الله

آقای نجف زاده

 سلام.

 

امشب مستند شما را در مورد سفر رییس جمهوری به نیویورک دیدم. اما راستش از شما توقع نداشتم.

مدت ها است دیگر کارهای شما به دلم نمی نشیند. اما این آخری با وجود حساسیتی که داشت خیلی ضعیف بود. راستش من هم چند سالی مشق ارتباطات نوشته ام و رسانه های جمعی خوانده ام و با آنکه جز اندکی از این دریا نچشیده ام نمی توانم سکوت کنم و در مورد این مستند نارنجی شما چیزی ننویسم.

اسم نارنجی را خود برای کارهای شما ابداع کرده ام. البته اگر تا بحال کسی نگفته باشدش. چرا نارنجی؟ نارنجی بر گرفته از دو رنگ زرد و قرمز است.

که فکر می کنم کارهای شما عناصر زیادی از ژورنالیسم زرد را با خود دارد؛ مثلاً در تمام این شب ها که مستند شما تبلیغ می شد ما شاهد صحنه رقص داریوش ارجمند در فیلم آدم برفی بودیم که صحبت از تکنو رقصیدن می کرد یا تکه ای از مصاحبه با آقایی که می گفت من پسر پوران هستم. و راستی پورانی که پسرش در امریکا است شما را یاد که می اندازد؟ واقعاً شما قبل از تماشای مستند چند درصد امکان می دهید که این آقا از قضا دایی اش را در امریکا دیده بوده و گفته من پسر پوران هستم خواهرت! و او هم فقط 20 دلار به او داده و به خانه اش هم راهش نداده و این پوران هم یک زن معمولی است؟ از این موارد در همه مستند شما به تکرار یافت می شد که خیلی دوست دارم نتیجه تحلیل محتوایش را با هم ببینیم.

و اما قصه قرمز؛ این رنگ را به این دلیل به گزارش های شما می دهم که تقریباً در همه آن ها به نوعی از خط قرمزهایی که قانون و عرف برنامه ها گذاشته است می گذرید. دستورالعمل با مزه صدا و سیما را که حتماً خوانده اید!

رد شدن از این خط قرمزها در گزارش های اولتان باعث می شد همه بلند بگویند : وااااااااااای! چه جسارتی!

که در رسانه پاستوریزه ما گفتن تک جمله ای از این هایی که می گویید برای خیلی از روزنامه نگاران هنوز آرزو است.

اما حالا وضع فرق کرده است. حداقل اطرافیانم را که می بینم وقتی گزارش های شما پخش می شود با آن شور سابق به طرف تلویزیون نمی دوند. از خیلی ها می شنوم که می گویند حتماً پشتش به جایی گرم است! شما البته می توانید با زبان پر کنایه خود بگویید که بله! ما پشتمان به بخاری خانه مان گرم است! که راست هم می گویید اما خدایی ما با عقل ناچیزمان چه کنیم که یهویی یکی دیگر از این قرمزها را هم می بیند و می پرسد چگونه می شود؟!

منظورم تصویرهای خط خورده آقای احمدی نژاد است در امریکا که در نقاط مختلف از جمله پشت ماشین ها و درب هتل نشان داده می شود. تصویرهایی که حتی در ذهن مایی که انقلاب را ندیده ایم یادآور تصویرهای خط خورده شاه است و برعکس شده آن. و حتماً همه حاملین عکس ها و معترضین به حضور آقای احمدی نژاد هم صهیونیست نبوده اند دیگر، نه؟!

 

آقای روزنامه نگار نارنجی!

در هواپیما نتوانستید حرف جدیدی را از آقای احمدی نژاد به گوش ما برسانید. و راستی یک خبرنگار تازه کار باشگاه خبرنگاری از شما تواناتر نبود؟

تلاشتان برای مصاحبه عادلانه با سفید پوستان و رنگین پوستان امریکایی قابل مشاهده بود. و البته در گرفتن گزارش های منفی . مثلاً وقتی می پرسیدید می دانید ایران کجاست؟ یکی گفت نمی دانم. فقط می دانم دشمن امریکا است. و موارد قوی تر دیگر. اما این ها دیگر خیلی تکراری شده است. ما از شما توقع کارهای نو تری داریم. نه اینکه سرتان را تکیه بدهید به دستتان و با افسوس به منشور هخامنشی ما که اجازه فیلم برداری اش را ندارید نگاه کنید و ما را یاد سینمای بالیوود بیندازید.

تصویرهایی که از هتل و سخنرانی رییس جمهور در جمع مردم و دانشجویان دادید هم کافی نبود. می دانم که زمان نقش مهمی در کمیت خبر و گزارش دارد اما قرار نیست کیفیت یک گزارش را هم تحت الشعاع قرار بدهد. و راستی مگر شما برای ساخت و پخش یک گزارش چند شبه محدودیت داشتید که همه چیز را اینقدر سر هم بندی شده و بدون روایت داستانی بدست تدوین گر سپردید؟

 

آقای نجف زاده!

تصویرهایی که از سخنرانی رییس جمهور در سازمان ملل انتخاب کرده بودید هم خوب نبود. یک بار دیگر نگاه کنید. ما در تصویر می بینیم که آقای احمدی نژاد به سرانی که پشت سرش قرار دارند با حرارت سلام می کند اما آن ها هیچ توجهی به ایشان ندارند! این یکی

دومی خراب بودن بلندگو در هتل و تکرار اذیت کننده سخن مترجم که می گوید بلندگو قطع است. صدا نداریم.

و بعد رییس جمهور مجبور است برود پشت تریبون و بعد شما به گزارش بیفزایید که بله ایشان با اینکه این مشکل بوجود آمده شوخی هم کردند. و شوخی هم که زیاد طنازانه نبود. بود؟ انتخاب یک تصویر با اینهمه ایهام چرا؟

راستی کله پاچه خوردن ایرانی هایی که برای شنیدن سخنرانی رییس جمهور کشورشان،ایران آمده بودند اینقدر مهم بود که اینهمه از وقت برنامه را بدان اختصاص دادید؟ و مهتر از آن ارتباط بین دو نسل با کله پاچه؟!!

 

آقای خبرنگار نارنجی ما!

حرف هایتان، راه رفتنتان، تک جمله هایتان، بغض کردن هایتان، رد شدن از خط قرمزهایی که فقط برای شما آزاد است همه و همه دارد زیادی تکراری می شود. اگر نظر مرا خواسته باشید یا یک مدت گزارشگری را کنار بگذارید یا خلاقیت به خرج دهید و یا مثل سایر خبرنگاران معمولی رفتار کنید. فقط شما را به همان خدایی که همه مان می پرستیم قسم از تریبونی که با اعتماد و خون اینهمه مردم برایتان فراهم شده است برای شعار دادن استفاده نکنید! اینقدر مردم را ساده و احمق فرض نکنید!

می دانید فکر می کنم اگر سران سیاست و قدرت ما اندکی دقت کنند این گزارش را به نوعی تخریب آقای احمدی نژاد تلقی خواهند کرد. البته قضاوت در این مورد نیاز به بررسی فیدبک مخاطبان در بلند مدت و تحقیق های تخصصی دیگر دارد.

و اگر من جای آقای احمدی نژاد بودم حتماً از آقای امیرخانی خواهش می کردم مرا در این سفر همراهی کنند که سفر سیستان ایشان را تحسین می کنم و تحسین می کنیم.

 

آقای خبرنگار!

شما هم حقیقت را نگفتید!

آقای مختاری استاد فتوژورنالیسممان می گفت عکس همه واقعیت نیست، تکه ای از واقعیت است.

عکسی هم که شما از امریکا و مردمش برای ما نشان دادید همه واقعیت موجود نبود. تکه ای بود 3*4 از عکسی که شما انتخاب کرده بودید و چقدر کم سلیقه!

شما از فقر تصویری و اطلاعاتی ما راجع به نیویورک، کوچه  پس کوچه هایش، آثار تاریخی اش، مردمش، شهروندان ایرانی اش و حتی رقص تکنویش استفاده کردید و این غذای نیم پخت و کم کالری را به ذهنمان خوراندید. غذایی که بیشتر شبیه فست فودهای خیابان است. و مگر صدا و سیمای ما هزینه پرداخت یک غذای خوب و مناسب ایرانی را ندارد؟

و شما فکر نمی کنید روزی هم برسد که ذهن ما مردم این غذاها را پس بزند؟ و پیش بینی می کنید آن روز این جمعیت محترم و عزیز وقتی عمر رسانه ای که پروفسور مولانا احمدی نژادش خواندند تمام شد، سراغ کدام رسانه بروند؟

امروز فرزندان ما کارتون های هالیوودی را بسیار دوست دارند. فردا پسر شما(که از پست های وبلاگتان می شناسمش و دوستش می دارم) و فرزندان ما مخاطب خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی خواهند بود یا بی بی سی و سی ان ان و...؟

قل هو نبوا العظیم (ص، 67)

آقای خبرنگار! خبر بزرگ را فراموش نکنید.

 

 

مخاطب صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

فاطمه جناب اصفهانی

 

 

چهارشنبه 1 آبان13870:25فاطمه جناب اصفهانی |

 
پشتیبان بلاگفا