تبليغاتX
مردم معمولی - ديکتاتوري رسانه اي يا مرگ اعتماد ملي

مي خواهم پست ديگري بگذارم که کانال شش گفتگو با آقاي کامران دانسجو را مي گذارد که زنده دارد پخش مي شود. مجري آقاي زين الدين است که بعيد نيست آخرين برنامه اش را اجرا کرده باشد.

آقاي دانشجو در مورد شبهات موجود در مورد تخلفات صحبت مي کند. 45 دقيقه. در حين برنامه مردم هم تماس مي گيرند و سوالات خود را مي پرسند و يا مجري دانشجو را به چالش مي کشد.

مثلاً مي پرسد از کجا يکي از کانديداها قبل از آنکه انتخابات تمام شود نتيجه دقيق را روي سايتش مي گذارد. نه! اين ها دليل نيست. فلان کانديداها هم ساعت 23 پيام تبريک فرستاده که من انتخاب شدم. و يا تيتر سايتي مي آيد که موسوي اينقدر راي آورد و در خبر مي خوانيم ونزوئلا منظور بوده است. و اين است که سوال توجيه مي شود.

اما دانشجو بسيار توانا است. کلي آمار دارد که مي تواند با آن ها مانور دهد. با اينحال نامه رضايي را مبني بر اينکه من 900هزار کدملي دارم که به من راي داده اند اصلاً نديده است. و دانشجو مي گويد در اين روزها هيچ شکايتي مبني بر اينکه بر صندوق شماره فلان اعتراض دارم به وزارت کشور نيامده است. که زين الدين مي پرسد مگر نبايد به شوراي نگهبان اعتراض ها را داد؟ که او پاسخ مي دهد نه در اين مسير به ما هم بدهند رسيدگي مي کنيم.

دانشجو در پاسخ به اينکه چرا بعضي جاها برگه کم آمد ه است مي گويد: ما پيش بيني نمي کرديم کم بيايد اما سريع! با هواپيما! فرستاديم و نماينده چهار کانديدا در فرودگاه آن را تحويل گرفته اند. که اين سوال مي آيد به مخ آدم که انسان! چه کسي تا رسيدن برگه با هواپيما و بعد هم به حوزه صبر مي کند ؟ و ديگر اينکه چرا بايد برگه راي در برخي نقاط ايران همچون آذربايجان شرقي و در تهران شهرک غرب کم بيايد؟

دانشجو در آخر مي گويد مردم! بي بي سي و راديو امريکا خيرخواه شما نيستند چرا به حرف آن ها اعتنا مي کنيد؟

اين روزها هر وقت تلويزيون را روشن کرده ام و کانال شش را گرفته ام دارد با برخي نمايندگان مجلس صحبت مي کند و نظر آن ها را در مورد اغتشاشات اخير مي پرسد. و نمي دانم اين کارشناسان چرا فقط از طرفداران يک کانديدا انتخاب شده اند؟

و خنده دارتر نظر برخي از آن هاست. امروز با همسرم داريم نظر يکي از آن ها را مي شنويم که مي گويد: مردم نبايد شلوغ کنند. واقعاً دختران و زنان جواني که اين روزها بايد هديه بگيرند اما مردم نمي توانند برايشان هديه بخرند ضرر مي کنند! آسيب مي بينند!

بخنديم يا گريه کنيم؟

خلاصه اينکه اينجا ايران است. دانشجو و تمام نماينده ها و کارشناسان موافق آقاي احمدي نژاد تمام ساعات شبانه روز از موضع روشنفکرانه در حال نقد و نظريه پردازي هستند اما هيچ نماينده اي از کانديداي معترض و حتي محسن رضايي فرصت صحبت کردن ندارند.

دلم مي خواهد به اين جماعتي که دارند همين حالا پشت پنجره اتاقم با صداي بلند الله اکبر مي گويند بگويم چه فايده اي دارد؟

نه سايت داريم. نه روزنامه. نه تلويزيون. نه راديو. نه مجوز براي راهپيمايي. نه هيچ تريبون ديگري. و نه حتي پيام کوتاه و تلفن همراه! مردم عزيز الله اکبرگو! ما رسانه نداريم و اگر بخواهيم خيلي علمي به قضيه نگاه کنيم بايد بگويم وجود نداريم.

حق دارند باقي مردم شهر که بگويند ما آشوبگريم. چراکه دانشجو امشب تمام شبهات را حل کرد. و ديگر هيچ سوال و مشکلي نمي ماند. و اگر ما اعتراضي داشتيم چرا از طريق رسانه اعلام نمي کنيم که داد مي زنيم و راهپيمايي مي کنيم؟

بايد اين جمله را که مي انديشم پس هستم تغيير داد و گفت:

رسانه ندارم پس نيستم!

جمعي دارند فرياد مي زنند مرگ بر ديکتاتور!

و چرا نگويند وقتي بزرگتري برايشان تصميم گرفته است رسانه نداشته باشند و حرف نزنند و اعتراض نکنند.

اين روزها همه حرف از قانون مي زنند بي آنکه بگويند غير از اين است که در قانون همه مردم حق دارند عادلانه از رسانه هاي جمعي استفاده کنند؟

ديروز با نماينده يکي از بزرگترها بالاخره تماس مي گيرم و مي پرسم: اگر اين ملت معترض اشتباه مي کنند و شما درست مي گوييد چرا به آن ها رسانه نمي دهيد؟ به قول قديمي ها طلايي که پاکه چه منتش به خاکه؟

مي گويد: ببخشيد ها اگر کسي مزخرف گفت بايد جلو دهانش را گرفت تا خفه خون بگيرد!

بايد اين استدلال را با گوش هاي خود مي شنيدم تا باور مي کردم تلاشم براي تماس گرفتم با دفتر اين مسئول و آن نماينده بي فايده است.

اين يعني ديکتاتوري رسانه اي. و مرگ اعتماد ملی.

 

چهارشنبه 27 خرداد138822:26فاطمه جناب اصفهانی |

 
پشتیبان بلاگفا