تبليغاتX
مردم معمولی - سیاست زدگی

سفرنامه مونيخ مهدی حجوانی را تا نيمه خوانده ام که صداي الله اکبرها شروع مي شود. مثل باران مي ماند. اول تک و توک است اما چند دقيقه بعد آنقدر زياد مي شود که نمي توانم باقي ماجراي کتابخانه کودک و نوجوان مونيخ را که در نوع خود بزرگترين در دنيا است بخوانم.

به مردمي که آن بيرون دارند شعار مي دهند فکر مي کنم. مردمي که همين الان اخبار دارد اغتشاشگر مي خواندشان. و بيشتر از همه صداي دختر بچه اي را مي شنوم که به گمانم 4 سال بيشتر ندارد. او با زبان شيرينش مي گويد يا حسين و بزرگترهايي که لابد پدر و مادرش هستند با ته مايه اي از خنده مي گويند مير حيسن!

امشب شعار ديگري کنار "الله اکبر" و "مرگ بر ديکتاتور" آمده است: ايراني با غيرت-حمايت حمايت!

که پسر بچه اي در بين کساني که فرياد مي زنند مي گويد فقط الله اکبر! که همه دوباره مي گويند الله اکبر! و زنجيره صدا نمي دانم از کجا تا کجا دوباره درست مي شود.

با خودم مي گويم راستي اين ملتي که الان دارد با چراغ هاي خاموش شعار مي دهند و نظام رسمي و قانوني ما به گونه اي طردشان مي کند فردا که به بازار يا اداره يا محل کارشان مي روند از الله اکبر ديشبشان روي بام حرفي مي زنند؟ يا احساس خطر مي کنند و مي گذارند شب همه عقده هايشان را فرياد کنند؟

مادر امروز وقتي از آزمايشگاه برگشت مي گفت همه آرام و با احتياط داشتند از اينکه ديش ماهواره ات را به کدام سو بگردان تا فلان کانال را دوباره بگيري حرف مي زدند. مادر مي گفت که ياد زمان انقلاب افتاده. وقتي خانواده او هرجا مي رفتند با احتياط حرف مي زدند مبادا ساواک خبري را از آن ها گزارش کند.حالا او با چادرش ... .

در اين بين دلم براي بچه ها مي سوزد والبته خوشحالم که مدرسه ها تعطيل شده و آن ها مجبور نيستند شعار دادنشان را پنهان کنند. مثل ما وقتي که در گزينش مدرسه دولتي مان هم بايد نمي گفتيم که ويدئو داريم.

دلم براي امين 6 ساله مي سوزد که پريشب سربازي را برداشته بود و مي زد روي سرباز ديگر و بهش مي گفت: ديکتاتور!

و براي متين که 2 ساله است هنوز درست حرف نمي زند اما تا صداي شعار مي آيد مي دود به سمت تراس و مشتش را گره مي کند و مي گويد: اَپَر! يعني الله اکبر.

با دوستاني که زندگي در کشورهاي ديگر را تجربه کرده اند که صحبت مي کنم مي گويند هيچ کجاي دنيا مردم مثل مردم ايران سياسي نيستند.

و من امشب که احساس سياست زدگي دارم دلم مي خواهد ما ملت اينهمه سياسي نبوديم! و بچه هايمان هم!

فردا شب تهران نيستم و بايد ببينم دلم براي اين شب هاي تهران- البته بايد گفت شميرانات- تنگ مي شود يا نه.

کاش وقتي برگشتم همه چيز درست شده باشد.

 

 

 

دوشنبه 1 تیر13880:54فاطمه جناب اصفهانی |

 
پشتیبان بلاگفا